عبد الحسين نوايى

89

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

با ششلول حاجى شيخ فضل اللّه را هدف قرار داده تيرى به سوى او رها كرد . گلوله به ران شيخ فضل اللّه خورده به زمين افتاد . كريم چند گلولهء ديگر رها كرد كه اطرافيان حاجى شيخ را زخمى كرد . ولى گلولهء ديگرى به شيخ نخورد . در اين موقع همراهان شيخ بر سر كريم ريختند كه او را بگيرند و كريم چون راه فرار را بر خود مسدود ديد ، گلوله‌اى زير گلوى خود خالى كرد كه از استخوان گونه‌اش خارج شد و در اين حال او را دستگير كردند و پس از شفا يافتن به زندان بردند . حاج شيخ فضل اللّه در مورد كريم جوانمردى از خود نشان داد و از خون او درگذشت و ظاهرا كريم همچنان در زندان ماند تا روزى كه مشروطه‌خواهان به فتح تهران كامياب شدند و او را آزاد كردند . يك كار شيرين آزاديخواهان قفقاز به‌طورىكه خوانندگان گرامى در آغاز اين تاريخچه ملاحظه كرده‌اند محمد - على شاه از وقتى كه به تخت سلطنت نشسته بود درصدد برآمده بود كه قرضه‌اى از دولت روس و انگليس تحصيل كند و چنان كه ديديم مجلس اول با قرض كردن از بيگانگان موافقت نكرد . پس از توپ بستن مجلس ، محمد على شاه باز درصدد برآمد كه از دولتين مزبور قرض بگيرد و ظاهرا دولتين موافقت كرده بودند به عنوان پيش‌قسط قرض به وى بدهند و جواهرات دولتى را به رسم گروگان ببرند . پس از اينكه اين خبر انتشار يافت ، انجمن تبريز فورا اقدام كرد و به وسيلهء تلگرافى كه به پارلمانهاى اروپا فرستاد ، مخالفت ملت ايران را با اين قرضه اعلام داشت و علماى بزرگ نجف هم در همان هنگام ، در « فتوائى » كه به شهرها فرستادند ، قرضه را مخالف مصلحت ايران و مباين با شرع انور خواندند .